يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو
56
سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )
در واقع همچه مجلس كم اتفاق مىافتد . يكى سرايد كاين است رأى اقليدس * يكى سرايد كاين است گفت بهمنيار من هيچ ندان را هم از راه انسانيت داخل زمرهء خود مىشمارند . چند شعر تركى به مناسبت شب يلدا خواندم همه تحسين كردند و چند نسخه نوشتند . از حد خوش گذشت . ناهار بسيار بسيار خوب مفصلى خورده شد . بعد از ناهار قدرى صحبت شد . از آنجا آمديم در اطاقهاى پائين عصرانه خوردند . من چائى خوردم . با هزار تأسف برخاسته متفرق شديم . رفتم منزل جناب امين السلطنه . جناب قوام الدوله هم آنجا آمدند . قدرى صحبت كرده آمديم منزل . سلطانقلى بعضى جواهرات آورده بود ديدم قرار خريدش را به فردا گذاشتم . روز دوشنبه بيست و نهم جناب اقبال السلطنه و سركار بشير الملك شاطر باشى تشريف آوردند . قدرى نشسته تشريف بردند . بعد آقا على خان سرتيپ آمدند . سركار صاحب اختيار تشريف آوردند ناهار خورديم . بعد از ناهار قدرى خوابيدم . غروبى منزل ميرزا عبد الله خان رفتم چون كه مهمان بوديم . سركار صاحب اختيار و سركار صارم الملك و سركار كشيكچى باشى هم بودند . تا پنج ساعتى شب آنجا بوديم بعد آمديم منزل خوابيدم . روز سهشنبه غرهء جمادى الاولى 1307 سه از دسته رفته رفتم منزل دندانساز در آنجا بودم . فراش آمد كه شما را قبلهء عالم احضار فرمودهاند . سوار كالسكه شده آمدم منزل . لباس نيم رسمى پوشيده رفتم در به خانه داخل عمارت تخت مرمر شده از آنجا گذشته داخل باغ شمس العماره شدم . ديدم اولياى دولت هركس در جائى بالاى نيم تختها نشستهاند . من هم رفتم بالاى يك تخت تنها نشستم . چند دقيقه گذشت سركار امين همايون قهوهچىباشى آمدند گفتند بيائيد برويم اطاق بنشينيد شاه ناهار ميل مىفرمايند . رفتم اطاق نشستم . جناب مجد الدوله هم بعد